ارزيابي ذخاير آهن افغانستان با نگاه ويژه به
معدن آهن حاجيگگ باميان
خلاصه
افغانستان از لحاظ وجود ذخاير اهن بسيار غني
ميباشد. عمدتا دو نوع ذخاير اهن در افغانستان وجود دارد اول انواع ذخاير رسوبي اهن
و دوم ذخاير نوع اسكارني در اين مطلب سعي شده است كه ذخاير نوع رسوبي مهمترين و
بزرگيرين معادن اهن افغانستان را تشكيل ميدهد معرفي گردد و به تفصيل راجع به ان
بحث شود. ذخاير اهن رسوبي افغانستان را به سه دسته عمده تقسم بندي ميكنند كه معيار
اين تقسيم بنيد سن اين ذخاير ميباشد كه به سه نوع ذخيره اول: نئوپرتروزئيك نوع دوم:پالئوپروتروزوئيك
و نوع سوم: ذخيره مزوپروتروزوئيك تقسيم
بندي ميكنند. هر يك از اين ذخاير در بحث حاضر به دو گونه مورد بررسي قرار گرفته
است اولا اين كدام مناطق از ديدگاه ليتولوژي موجود و شرايط منطقه مجاز به داشتي
ذخاير اهن ميباشد و ثانيا اينكه در بين اين مناطق مجاز كدام محدوده ها داراي
پتايسيل بهتري ميباشد كه شرايط مناسب را دارا ميباشد. و در انتها نگاهي به ويژگيهاي
مهم معدن اهن حاجيگگ شده است.
1-تكتونيك افغانستان
افغانستان داراي زمين شناسي پيچيده اي است بخاطر
برخود صفحات هند و پاكستان با صفحه پوسته اسيايي اين پيچيدگي بوجود امده است.
اين منطقه داراي عوارض مختلفي در زمين ميباشد اين منطقه از ابر قاره گندوانا جدا
شده و در حاشيه جنوبي صفحه اوراسيا انباشته شده است. اين نقوذ و انباشته شدن در
كرتاسه و در حدود 140 ميليون سال قبل شروع شده است و تا عصر حاضر ادامه داشته است.
در بعضي از مراحل يا استيج ها در كرتاسه اوليه بين اين بلوك ها (فرض مثال بلوك
فراد با صفحه ارواسيا در امتداد زون گسلي هرات) برخود وجود داشته است. كه بلافاصله
بعد از ان بلوك هلمند با بلوك فراد برخود نموده است. ان سنگها ميزبان ذخاير حاجيگگ
در زون گسلي هرات ميباشند كه به نظر ميرسد منشا اين ذخاير از بلوك فراد و هلمند
باشد.
2-سنگهاي رسوبي ميزبان ذخاير آهن
ذخاير اهني كه در سنگهاي رسوبي قرار دارند در
افغانستان معمولا سن پروتروزوئيك دارند و به صورت رسوبي و ولكانوسديمنتري وجود
دارند. اكثر انها در امتداد زون تكتونيكي در مركز كشور موقعيت دارند. كه شامل معدن
حاجيگگ و معادن اطراف ان ميشود(شكل.1و2). علاوه براين وجود سنگهاي اهن اواوليتي
نشاندهند سن دونين و كربنيفر پاييني است كه بعضا وجود اهن به سن سنگهاي رسوبي
سنوزوئيك به اثبات رسيد است. حتي رگه هايي از ذخاير هماتيت در سنگهايي به سن
پروتروزوئيك –پرمين و اوليگوسن ديده شده است اما اين علايم به عنوان مقدمه اين
مطالعه ارزيابي نشده است. ساير ذخاير عمده اهن افغانستان مربوط به اسكارنها ميشود
كه در اطراف نفوذيهاي به سن اليگوسن يافت ميشود. بعضي از محققين اعتقاد دارند كه
ذخاير مربوط به سن پروتروزوئيك حاصل توليد دگرگوني كانتكت ميباشد كه از تودهاي
نفوذي اليگوسن ميباشد.
3-تعريف مدلهاي ذخاير آهن نوع رسوبي
اصلي ترين مينرالي كه در سنگهاي رسوبي اهندار در
افغانستان يافت ميشود عبارتند از مگنتيت و هماتيت با مقادير كمي از مارتيت. نامگذاري
و ارزيابي نوع مدل ذخاير اهن در كشور براساس موارد زير صورت ميگيرد كه عبارتند از:
سن توليد فلزات - مينرالوژي يا كاني شناسي - بافت و اندازه ذخاير كه بر اساس موارد
ذكر شده سه مدل ذخيره قابل ذكر است كه اين سه نوع مدل عبارتند از: ذخاير اهن
سوپريور –ذخاير اهن الگوما- ذخاير اكسيد اهن همراه مس و طلا كه البته در مورد
ذخاير اهن حاجيگگ هيچ كدام از اين موارد صدق نميكند و اين ذخاير را اين به بعد به
نام نوع حاجيگگ ياد ميكنيم.
3-1-ذخاير آهن مدل سوپريور:
اين مدل شامل سنگ رسوبي همراه اهن نواري است اين
سازند در مقياس سانتيمتر با ميان لايه هاي سيليسي و لايه هاي حاوي اهن توسعه يافته
اند. انواع سنگهايي كه به صورت ميان لايه در اين سازند وجود دارند عبارتند از
كوارتزيت – شيل و دولوميت. سازندهاي اهن و سنگهاي ميزبان معمولا حاوي بافتهاي
رسوبي است كه نشاندهنده رسوبگذاري در محيط ابي كم عمق در رژيم هاي از لحاظ
تكتونيكي پايدار است. سن ان غالبا پروتروزوئيك ابتدايي است اما با سن پروتروزوئيك
ميانه يا پاياني نيز ديده ميشوند. محيط رسوبگذاري پايدار بوده و محيط دريايي كم
عمق ميباشد كه معمولا محيط پايدار فلات قاره يا يك حوضه اينتراكراتونيك ميباشد.
نهشته هاي تكتونيكي سبب كمربندهاي كوهزايي پروتروزوئيك شده است.
كاني شناسي ذخيره اهن نوع سوپريور عبارت از
هماتيت-مگنتيت- سيدريت و كوارتز دانه ريز است. كانه ها درجاهايي كه دگرگون نشده
اند بسيار ريز دانه است . التراسيون اصلا وجود ندارد و فقط مربوط به ته
نشيني است. ته نشست ها معمولا دگرگون شده اند و به درجه هاي مختلف دگرگون شده اند
و يا هوازده شده اند و بوسيله فرايند سوپرژن غني شده اند. كانه هاي سوپرژن ممكن
است در اثر بي نظمي در فرسايش حاضر يا قديمه در سطح به صورت محلي بوجود امده
باشند. نتايج هوازدگي تغيير كاني اوليه اهن به هيدروكسيد اهن يا هماتيت است.
سيليكا به صورت كلي يا موضعي ليچ شده است يا اب ان گرفته شده است. محصول نهايي
هوازدگي كانه سوپرژن با درجه بالا ميباشد. ذخيره معمولا در بالاي ناهنجاري مگنتيك
قرار ميگيرد. در تعريف ذخيره اهن نوع سوپريور و الگوما ذخيره اهن بيشتر از 170
ميليون تن و عيار ان بيشتر از 53 درصد بايد باشد.
3-2-ذخاير اهن مدل الگوما:
اين نوع ذخيره علاوه بر الگوما به نام اهن
ولكانوژنيك نيز ياد ميشود كه معمولا شامل لايه هايي از سنگهاي غني از اهن ميباشد
كه معمولا در توالي رسوبي ولكانيكي در
مناطق تكتونيكي فعال اقيانوسي شكل گرفته است. اين ذخيره تشابهاتي به نوع ذخيره
سوپريور دارد ولي از نگاه حجمي كمتر از نوع سوپريور ميباشد. نوع سنگهايي كه معمولا
در اين نوع ذخيره وجود دارد سنگهاب ولكانيك زير دريايي مافيك تا فلسيك ميباشد در
اين نوع مدل رسوبات ولكانوكلاستيك و اواري با عمق زياد دريايي ميباشد. اين سنگها
به صورت سنگهاي سبزرنگ بالشي شده –توفهاي فلسيك حد واسط و اگلومرا و رسوبات اواري
با جورشدگي ضعيف وجود دارد. سن اين ذخاير عمدتا اركئن ميباشد. اين ذخاير در حوضه
ولكانو-سديمنتري شكل ميگيرند كه معادل كمربند گرين استون در سپر پركامبرين ميباشد
و همچنين در طي رسوبگذاري در طي فرايند توربيداتي سريع و در انباشتگي با ضخامت
زياد ولكانيكها شكل ميگيرد كه مترادف با ايجاد فعاليت تكتونيكي سپر پركامبرين
ميباشد.
مينرالوژي شامل مگنتيت –هماتيت و سيدريت است كه
ميان لايه هايي از چرت در حد سانتي متر به صورت باندي در ان وجود دارد. لايه
هايي از كواتز دانه ريز به صورت ميان لايه
هاي اهن دار قراردارند. التراسيون با منشا يكنواخت وجود ندارد و ذخاير به درجات
مختلف دگروگون شده و هوازده شده اند. نگهداشت كانه محلي در رسوبات ولكانو سديمنتري
وجود دارد. توسعه زير حوضه با مقادير ورودي كم رسوب و ولكانيك احتمالا يك عامل
كليدي در منشا كانه است. هوازدگي معمولا شامل تبديل مينرال اهن به هايدروكسيد اهن
و ابگيري ان ميباشد. هوازدگي شديد ميتواند كانه سوپرژن با درجه بالا را شكل دهد.
ذخاير معمولا در بالاي ناهنجايري هاي مگنتيك قرار ميگيرد.
3-3-ذخاير اهن مدل اكسيد آهن طلا و مس
ذخاير اهن نوع اكسيد اهن طلا و مس به صورت برشيا
استراتي باند و توده هايي در داخل رگه اي از هماتيت و مگنتيت وجود دارد كه همراه
ان مقادير ي مس – طلا –نقره – قلع –پلاتين نيكل و اروانيوم و فلزات كمياب وجود
دارد كه تمام اين موارد در محدوده اكسيداسيون مرتبط با سنگ منشا با التراسيون
سوديك و التراسيون كالك سيليك يافت ميشود. كه يك مترادف تقريبي براي اين نوع مدل اكسيد اهن مس و طلا دار ميباشد. ذخاير اكسيد
اهن طلا و مس دار شبيه به ذخاير رسوبي حاوي اهن و طلا ومس ميباشد كه شباهت ها در
ژئوشيمي و منيرالوژي التراسيون در سنگ منشا ميباشد.
سه محيط مناسب براي اين مدل معمول است: (1)
حاشيه قاره اي كمپلس فرورانش با خصوصيات كششي كه شامل سنگهاي اكسيدي ميباشد و شامل
نهشته هاي ولكانيكي سطحي ميباشد كه عباتند از :كنگلومرا- لايه هاي قرمز رنگ –و
نهشته هاي ولكانيكي (2)فشردگي –چين خودگي و ماگماتيزم از حوضه هاي اينتراكراتونيك
كه شامل سنگهاي گرانيت و مجموعه هاي مرتبط با نفوذيهاي ريفتي ميباشد (3) ماگماتيزم
غير كوهزايي بوسيله منتل كه در زير صفحه قاره اي قرار دارد. محيط زمين شناسي ذخاير
اهن اكسيدي مس و طلا شامل سنگهاي نفوذي
نوع I ,A ميباشد.كه به سري هاي مگنتيت از
گرانتيك – سينيت – تا تركيبات گابرويي متعلق ميباشد. سنگهاي رسوبي اواري اكسيد شده
است. سنگهاي فلسيك تا ولكانيك سطحي وبازالتي سنگ منشا سيالات ميباشند. سنگهاي
ميزبان شامل سنگهاي رسوبي و ولكانيكي ميباشد كه داراي لايه بندي موازي –زون هاي
گسلي و برشهاي تكتونيكي و ولكانيكي ميباشد. سن اين ذخاير پروتروزوئيك –پالئوزوئيك
مياني و مزوزوئيك ميباشد.
مينرالوژي ذخايراهن مدل اكسيد اهن و طلا و مس
شامل مگنتيت و هماتيت و مقدار كمي اپاتيت ميباشد همچنين شامل مقادير كالكوپيريت و
طلا و مقادير كمتر از حد معمول كالكوزيت و بورنيت ميباشند. پيريت در بسياري از
ذخاير وجود دارد و كانيهاي ديگري كه وجود دارند عبارتند از: پيروتيت –اورانينيت –مونازيت-عناصر
گروه پلاتينيوم-موليبدن-اسفالريت-گالن- بيسموت و شئليت –ارسنوپيريت-كوبالتيت و
ارسنيد كوبالت و نيكل .
مينرالهاي باطله شامل موارد زير است:
كوارتز-فلوريت-اسكلاپوليت –اپاتيت-كلسيت-باريت و تورمالين. شكل تمام كانه ها به
صورتهاي رگه اي –پاشيده –لنزي شكل و تودهاي اهن اكسيده ميباشد.جايگزيني كاني ها
ممكن است تحت تاثير ستركچرهاي رسوبي يا لايه بندي قرار بگيرد. ماتريكس يا زمينه, لوله هاي برشي وتوده هاي
برش هاي بي نظم تودهاي اكسيد اهن و كاني مس ميباشد.
التراسيون بواسطه شورابه هاي كه از سنگ منشا
ميگذرد سنگهاي غني از البت ميسازد كه حاوي اسكاپوليت غني از سديم-كلريت غني از
منيزيم –و اكتينوليت غني از كلسيم ميباشد. زون البيت تمام عناصر پتاسيم –اهن-اورانيم
وبيشتر فلزات پايه را از سنگ ميگيرد. توده هاي اكسيد اهن نشاندهنده التراسيون پتاسيك است كه كاني
هاي ان بيوتت و فلدسپار پتاسيم است اين زون شامل كلريت –پيروكسن –امفيبوليت اپيدوت
–گارنت –اسكاپوليت و انيدريت ميباشد. التراسيون پتاسيك قطع كننده التراسيون البيت
ميباشد. كاني هاي رگه اي كلسيت-دولوميت و پيريت در خارج از
تودهاي اكسيدي اهن قرا دارد و و كانه هاي حاوي التراسيون را قطع ميكند. نشانه هاي
ژئوشيميايي ذخاير اهن اكسيدي شامل موارد
زير است: مس-طلا-بيسموت-اورانيوم-نيكل-كوبالت-فزات پايه و عناصرنادر.
تناژ شناخته شده براي ذخايراهن نوع اهن اكسيدي
مس و طلا از مقادير كم 2 ميليون تن تا 490 ميليون متريك تن تغيير ميكنند. متوسط 34 معدن حجم
10 ميليون متريك تن ميباشد. عيار
مس در اين نوع ذخاير را 0.4 تا 5.8 در صد
تغيير مكند كه متوسط 31 معدن 1.45 ميباشد. عيار طلا براي اين نوع ذخاير را 0.2 تا
57 گرم در متريك تن تغيير ميكند كه متوسط ان براي 25 معدن 0.8 گرم بر متريك تن
ميباشد.عيار نقره گزارش شده اين ذخاير از 3 تا 19 گرم در تن ميباشد و عيار كوبالت
اين نوع ذخاير از 0.3 تا 0.6 درصد در بعضي از ذخاير گزارش شده است.
4-معرفي محدوده سنگهاي رسوبي آهندار
در افغانستان سه محدوده مجاز براي اهن نوع رسوبي
با سه سن مختلف وجود كه دارد عبارتند از: (1)حاجيگگ با سن نئوپروتروزوئيك در اينجا
به ان اهن رسوبي نوع اول ميگوييم (sedfe01) -(2)سن پالئوپروتروزوئك كه در اينجا به
ان ذخيره اهن رسوبي نوع دوم ميگوييم(sedfe02)- (3)سن مزوپروتروزوئيك كه در اينجا به ان اهن رسوبي نوع سوم ميگوييم (sedfe03) كه اين سه نوع در مركز افغانستان موقعيت دارند.
هر كدام از اين سه نوع ذخيره با سن مخصوص كلي پروتروزوئيك در نقشه هاي زمين شناسي
زير نشان داده شده است كه شامل چندين منطقه كاني زايي اهن ميباشد. تمام اين مناطق
داري پتانسيل در مناطق مركزي كشور كه زون تكتونيكي دران قرار دارد ميباشد. و اين
مناطق داراي پتانسيل در امتداد زون گسلي مركزي با امتدا د شمال شرقي وجود دارد.
هيچ محدوده اي براي ذخاير رسوبي فانروزوئيك مشخص نشده است.اگر چه تيم ارزيابي
سازمان زمين شناسي امريكا پذيرفته اند كه يك سكانس رسوبي با سن فانروزوئيك براي ذخاير اهن اواوليتيك مجاز است و اين امكان
وجود دارد.
4-1-محدوده مجاز اهن رسوبي نوع اول –حاجيگگ
نئوپروتروزوئيك
الف) نوع ذخيره: نوع ذخيره اهن سوپريور-نوع ذخيره اهن الگوما-نوع ذخيره اهن
اكسيدي طلا ومس-ذخيره رسوبي منگنز.
ب) سن كاني زايي: پروتروزوئيك تا
اليگوسن.
ج) نمونه هايي از نوع ذخيره: ذخيره حاجيگگ-هزار-خايش-چوي-زيرك و ذخيره سوسنگ در مرز بين
ولايت باميان و وردك.
د) تاريخچه معدنكاري: منطقه حاجيگگ به صورت گسرده مورد مطالعه و ارزيابي توسط
زمين شناسان افغان-روس –فرانسوي و المانها قرار گرفته است انها مطالعات امكان سنجي
اين معدن را انجام داده اند. اما مطالعه در خصوص تمام محدوده مجاز صورت نگرفته
است.همچني مطالعات ژئوشيمي اين منظقه صورت گرفته است.و اخيرا تيم ارزيابي سازمان
زمين شناسي امريكا نيز يك بازديد مختصر از منطقه داشته است.
ه) جزئيات محدوه مجاز: يك محدود مجاز براي اهن رسوبي نوع اول وجود دارد كه ذخيره
رسوبي اهن حاجيگگ نيز در ان قرار دارد و در مركز افغانستان واقع ميشود و شامل تمام
سنگهاي رسوبي با سن نئوپروتروزوئيك ميشود كه
رخساره شيست سبز ميباشد و شامل شيستوز و مرمر فيليت –دولوميت –ماسه سنگ و
سنگهاي متاولكانيك ميشود و همچنين شامل سنگهاي متاولكانيكي اندزيت لاوا با سن
نئوپروتروزوئيك با ميان لايه هايي از سنگهاي رسوبي است(شكل.3). محدوده مجاز شامل
قسمتها و تعدادي از ذخاير ميشود كه در امتداد مرزي ولايات باميان و وردك قرار
دارد. يك محدوده مناسب ذخيره اهن نوع اول در اين منطقه مشخص شده است (شكل 4). قسمتهاي
اضافه اهن رسوبي نوع اول در شمال قندهار –زابل –اروزگان –غزني و ولايت پروان موقعيت دارد(شكل.3). ذخاير اهن
رسوبي نوع اول مناسب در حاجيگگ-هزار-خايش –چوي-و زيرك وجود دارد(شكل.6) و تعداز از رگه هاي حاوي اهن
در همين مناطق قرار دارند. علاوه بر اين در شمال شرق كشور يك محدوه اهن رسوبي نوع
اول در منطقه دره نيل وجود دارد.
ذخيره اهن حاجيگگ در ولايت باميان بهترين نوع
اهن اكسيدي در تمام افغانستان ميباشد و تمام معان مشابه اين معدن در كشور در طول
600 كيلومتر در كمربند غرب به شرق به صورت ناپيوسته قرار دارد. اين ذخيره بيشتر از
32 كيلومتر طول داشته كه شامل 16 زون جداگانه ميباشد و بعضي از انها حدودا 5 كيلومتر طول و 380 متر پهنا و در حدود
550 متر در عمق قرار دارند. از اين تعداد 7 زون ان به جزئيات مطالعه شده است. كانه
اهن در اين ذخاير به صورت اوليه و اكسيد و يافت ميشوند(شكل.5). كانه اوليه اهن به
80 درصد از حجم كل ذخيره را تشكيل ميدهد در اعماق زير 130 متري قرار دارند و
تركيبي از مگنتيت و پيريت و مقادير كمي ساير كاني هاي سولفيدي همچون كالكوپيريت
است كه به صورت متوسط 61 درصد اهن دارد. ساير ذخيره كه حدود 20 درصد ذخيره را تشكيل
ميدهد به صورت اكسيدي وجود دارد و شمال سه نوع كاني از خانواده هماتيت است. كاني
زايي تحت تاثير استركچرها ميباشد و براوردي كه سابقا روسها انجام داده بودند ذخيره
را 1700 ميليون متريك تن ارزيابي كرده است.ذخيره كلي كه وزارت صنايع و معادن در
خصوص اهن حاجيگگ اعلام كرده اند كه (شامل سه طبقه (A+B+C1 ميباشد بيش از 110 بيليون
متريك تن كانه اهن ميباشد اما پيش بيني كرده است كه تا 2070بيليون متريك كانه اهن
موجود باشد. عناصري كه به اين معدن اسيب ميرسانند عبارند از سولفور كه به شكل
سولفات به عيار 0.04 درصد و فسفورها كه به عيار 0.05 درصد در اين معدن يافت
ميشوند. عناصر مفيدي كه در اين معدن وجود دارند عبارتند ازمنگنز كه عيار ان 0.19
درصد ميباشد و كوبالت و نقره كه مجموعا بين عيار 0.01 تا 0.1 دارند.نمونه كه به
صورت تصادفي از اين معدن در سال 2005 بوسيله تيم مشتركي از كارشناسان سازمان زمين
شناسي افغانستان و امريكا گرفته شده است نشان ميدهد كه در اين معدن 86 تا 395 گرم
در تن باريم وجود دارد و 44 تا 11111 گر م در تن مس وجود دارد بين 1.74 تا 123 گرم
در تن موليبدن وجود دارد و چندين ده گرم در تن عناصر روي –قلع و وانايم و نيكل
وجود دارد.
ذخاير رسوبي سنگ اهن در هرزار-خايش-چوي و زيرك
مورد جستجو قرار گرفته اند و درنزديكي معدن حاجيگگ قرار دارد(شكل.4). معدن اهن
هرزار با سن پروتروزوئيك و ليتولوژي شيست سبز داراي 70 متر پهنا و 300 متر طول
ميباشد كه شامل لنزهاي است كه عيار اهن ان
به 62 درصد ميرسد. نزديكترين بزرگترين معدن به ذخيره هرزار معدن خايش است كه در
باميان موقعيت داشته كه سن ان پروتروزوئيك ميباشد. درمعدن خايش 5 ذخيره كوچكتر
وجود دارد كه مشخص شده است 300 تا 1300 متر طول و 10 تا 20 متر ضخامت داشته و تا
عمق 200 متري زير زمين امتداد دارد. ذخيره اين معدن تخمين زده ميشود 117 ميليون
متريك تن ماده معدني باشد اما در مناطق كم عيار 48 درصد عيار اهن داشته و 0.1 درصد
تيتانيوم و 0.019 كوبالت نيز در ان شامل ميشود. معدن اهن چوي 400 متر طول و 2.5 تا
10 متر عرض دارد كه متشكل از هماتيت-مگنتيت
و استراتي باندهايي از كواتز كلوريت شيست ميباشد. معدن اهن زيرك در ولايت
بغلان موقعيت داشته و در امتداد يك گسل قرار دارد و از 90 تا 450 متر طول و 12 تا
75 متر عرض دارد كه متشكل از زونهايي از هماتيت و مگنتيت ميباشد. حجم ذخيره اين
معدن 20 ميليون متريك تن براود شده است كه عيار ان 62 درصد براورد شده است. معدن
اهن دره نيل در شرقي ترين محدوده مجاز نوع اهن رسوبي نوع اول قرار دارد كمه شامل
مارتيت ميباشد.
در جنوبي ترين قسمت محدوده اهن رسوبي نوع اول يا
حاجيگگ كه در جنوب غرب منطقه حاجيگگ واقع ميشود معدن منگزك قرار دارد كه در ولايت
وردك موقعيت دارد و معادن بدون نامي از منگنز كه در شمال شرق ولايت اروزگان
قراردارد(شكل.6) معدن منگزك در امتداد خط برخودي بين گنايس پرتروزوئيك و لايه هاي
شيست قرار دارد كه 1200 متر طول و 50 تا 100 متر پهنا دارد كه منطقه در زون
كربناته التراسيون واقع ميشود كه حاوي منگنز و به صورت نودول و رگه ميباشد.
4-2-محدوده مجاز اهن رسوبي نوع دوم- سن
پالئوپروتروزوئيك
الف) نوع ذخيره: : نوع ذخيره اهن سوپريور-نوع ذخيره اهن الگوما-نوع
ذخيره اهن اكسيدي طلا ومس-ذخيره رسوبي منگنز.
ب) سن كاني زايي: پروتروزوئيك تا
اليگوسن
ج) نمونه هايي از نوع ذخيره: اين محدوده شامل نقره خانه –سومت شامير-جبرالسراج-ده كولون
و معدن هزار ميباش دكه در مركز ولايت پروان و در حاشيه ولايت كاپيسا موقعيت دارد.
و مناطق دورنما- پنجشير-نقره خانه و معدن چوكري نوي در شرق مركز ولايت پروان
موقعيت دارند.
د) تاريخچه معدنكاري: در اين منطقه از لحاظ تاريخي اكتشافات كمي صورت گرفته است
اگرچه در مناطق مركزي و جنوب شرقي محدوده حفاري هاي تاريخي در روي زمين به صورت
محدود ديده مي شود. معدن اهن سراج شامل فعاليتهاي باستاني ميباشد. اكتشافات
ژئوشيمياي در تمام محدوده انجام شده است.
ه) جزئيات محدوه مجاز: محدوده مجاز شامل تعدادي از ذخاير نوع استراتي باند ميباشد
كه در ولايت پروان موقعيت دارد و شامل سنگهاي دگرگوني پالئوزوئيك بيوتيت
امفيبوليت و گارنت بيوتيت و گارنت
سيليمانيت بيوتيت ميباشد. اين محدوده شامل قسمتهايي درولايات بغلان-پروان –كاپيسا-لغمان-شمال
پكتيا-ننگرهار-شمال كنر-نوستان و مركز بدخشان ميشود(شكل.7) معادن شناخته شده اهن
رنگ نارنجي دارد كه كه عكس لند ست به شكل ناهنجاري رنگي ديده ميشود(شكل.8).
محدوده مناسب اهن رسوبي نوع دوم شامل سه قسمت
است كه اين سه قسمت مشخص كننده ذخاير اهن شناخته شده در محدوده مجاز رسوبي نوع دوم
ميباشد(شكل.8و9). محدوده مناسب شامل بيشتر ناهنجاري هاي رنگي درعكس لندست ميباشد
كه مناطق نقره خانه-جبل السراج-ده كلون-هزار در سنگهاي متامورفيك با سن پالئوزوئيك
قرار دارد. معدن جبل السراج شامل بعضي فعاليتهاي باستاني است و شامل چندين لنز
بزرگ هماتيت است كه صدها مترطول 10 تا 30
متر ضخامت به صورت صفحه اي ميباشد در مجموع اين ذخيره 1000 متر طول و صدها متر
ضخامت دارد كه حجم ماده معدني به 8.3 ميليون متريك تن ميرسد. معدن ده كلون 3000
متر طول و 10 تا 20 متر پهنا دارد. معدن هزار در سنگهاي مرمر و گنايس قرا ر دارد
كه در ان نفوذي هاي ديوريت وجود داد همچنين اين معدن شامل رگه هايي از هماتيت و
مگنتيت به طول 20 متر و 2 تا 2.5 متر پهنا
ميباشد كه در ان 0.2 درصد مس وجود دارد كه مقدار اهن ان مشخص نشده است.
دومين محدوده براي اهن رسوبي نوع دوم مناسب در
سه قسمت در داخل محدوده مجاز اهن رسوبي نوع دوم پالئوزوئيك مشخص شده است. كه اين
محدوده در دورنما-پنجشير-نقره خانه و چوكري نو در شرق ولايت پروان موقعيت
دارد(شكل.9). اين ذخاير در مرمر ها قرار دارند. يك خط برخودي از شمال به جنوب در
زير منطقه چوكري نو توسط عكس ماهواري لند ست به صورت رنگي نشان داده شده است.
ذخيره دورنما شامل چندين لنز ازهماتيت ميباشد كه از 10 تا 60 متر طول و 1 تا 5 متر
پهنا دارد عيار اهن در اين لنزها از 55 تا 60 درصد ميباشد در اين لنزها به مقدار
0.2 درصد مس و 0.03 درصد روي قرار دارد. ذخيره اهن پنجشير از 3000 تا 5000 متر طول داشته و بين 10 تا 20
متر پهنا دارد كه حاوي سنگهاي هماتيت دار ميباشد. منطقه نقره خانه از چندين توده
هماتيت-ليمونيت ولايه ها و رگه ها و
لنزهاي سيدريت تشكيل شده است كه از چندين صد متر تا هزاران متر طول و بين 2
ا 20 متر پهنا دارد كه عيار ان 60 تا 65 درصد ميباشد. ذخيره چوكري نو شامل لنزهاي
سيدريت –هماتيت بوده كه تا 1000 متر طول و بين 2 تا 15 متر پهنا دارد.راپور كه
المانها در سال 1938 ارائه كرده اند نشان دهنده 1223 گرم در تن نقره نير ميباشد.
4-3- محدوده مجاز اهن رسوبي نوع سوم- سن
مزوپروتروزوئيك
الف)نوع ذخيره: : نوع ذخيره اهن سوپريور-نوع ذخيره اهن الگوما-نوع
ذخيره اهن اكسيدي طلا ومس-ذخيره رسوبي منگنز.
ب) سن كاني زايي: پروتروزوئيك تا
اليگوسن
ج) نمونه هايي از نوع ذخيره: چسمه ريگ –بند ساره نمونه اي از معادن رسوبي نوع سوم يا مزوپروتروزوئيك
ميباشد كه در قسمتهايي از غرب محدوده نوع سوم
و در شرق مركز هرات نشان داده شده است.
د) تاريخچه معدنكاري:. در اين قسمت افغانستان معدنكاري بسيار به صورت محدود صورت
گرفته است. اگر چه اكتشافات معادن در مناطق مركزي و جنوب شرق محدوده تعدادي معدن
كاري را نشان ميدهد.مطالعات ژئوشيميايي درتمام محدوده انجام شده است.
ه) جزئيات محدوه مجاز: محدوده مجاز اهن رسوبي نوع سوم با سن مزوپروتروزوئيك شامل
رسوبات با سن مزوپروتروزوئيك و سنگهاي ولكانيكي ميباشد كه ليتولوژي هاي زير در ان
قرار دارد: شيست سبز- گنايس- كوارتزيت-مرمر و امفيبوليت. قسمتهاي مختلف اين محدوده
در هرات-غور-شمال هلمند-و قسمتهايي از ولايات زابل –غزني و وردك وجود
دارد(شكل.11). محدوده شامل چسمه ريگ –بند
ساره در قسمتهاي دور افتاده غرب ولايت هرات واقع شده است(شكل.12). معدن اهن چسمه
ريگ در ماسه سنگهاي و لايم استونهاي پروتروزوئيك قرار دارد و شامل زون هاي هماتيت
دار به طول 2 كيلومتر و پهناي 300 متر
ميباشد. معدن بند ساره در امتداد يك زون گسلي در لايم استونهاي پروتروزوئيك قرار
دارد كه شامل كاني زايي هماتيت در منطقه اي به مساحت 300 متر در 100 متر ميشود.
5-ذخيره آهن حاجيگگ
5-1-آشنايي
ذخيره آهن حاجيگگ در كوههاي ولايت باميان و در
130 كيلومتري غرب كابل موقعيت دارد(شكل.31). اين ذخيره يكي از
بزرگترين ذخاير آهن كشور محسوب ميشود.اين ذخاير در زون گسلي هرات به صورت صفحه
هايي هماهنك و لنزي شكل در سنگهاي متاولكانيك و متاسديمنتري با سن پروتروزوئيك
موقعيت دارد. يك مطالعه در سال 1960 پتايسل مينرالي اين منطقه را شرح داد و حجم
ذخيره آهن حاجيگگ را به 1.8 بيليون تن آهن با عيار 62 درصد تخمين زدند(جدول.1).
اين ارزيابي معدن آهن حاجيگگ را به عنوان يك معدن كلاس جهاني معرفي كرد. وجود ذخاير
ذغال سنگ شبشك در كنار معدن اين معدن كلاس جهاني را به يك معدن بي نظير با شرايط
اقتصادي عالي براي استحصال تبديل نمود.
5-2-زمين شناسي حاجيگگ
قديمي ترين قسمت اين توالي رخنمون شمال غرب
ذخاير حاجيگگ ميباشد(شكل 14).كه شامل سنگ اهك و دولوميت خاكسري
رنگ سيليسي شده است و ميان لايه هايي از كوارتز با رنگ روشن و شيست كريستاله با
رنگ خاكستري تيره در ان وجود دارد كه نشان دهنده درجه دگرگوني امفيبوليت است. كه
درنقشه از انها به عنوان سازند جوكل ياد ميشود و سن ان به پروتروزوئيك مياني تفسير
ميشود.ذخيره آهن حاجيگگ در سازند ابند با سن پروتروزوئيك بالايي قرار دارد كه سري
هاي قلعه را تشكيل ميدهد كه يك سكانسي از سنگهاي متاولكانيك و متاسديمنتري با
ضخامت بيشتر از 4500 متر ميباشد(شكل.16).
سازند كب شامل شيست سريسيتي ماسه دار به رنگ
خاكستري تيره است كه به عنوان سنگهاي اواري رودخانه اي دگرگون شده تفسير شده اند
كه سنگهاي ولكانيكي اسيدي و لايه هاي نازكي از مرمر و فيليت در ان وجود دارد.سازند
ابند ساخته شد از شيست ها(كواتز سريسيتي-كواتز كلوريتي سريسيتي – كوارتز سريسيتي كلوريت و سريسيت كربناته) كه حاصل دگرگون سنگهاي توفيت و
ارژيليت اسيد است. مقادير كمتري از چرت و مرمرها
نير وجود دارد.سازند شيست سبز كه سازند مجزا است روي سازند ابند قرار دارد و شامل شيست كلوريتي
سبز و شيست سريسيتي كوارتز دار ميشود كه به صورت محلي گرانوديوريت در ان تزريق شده
است. در بعضي از گزارش ها اين سازند را جزئي از سازند ابند ميدانند.
سنگهاي دونين بالايي در سازند حاجيگگ در جهت
مخالف سازند شيست سبز گسل خورده اند. لايه اي از كرتاسه پاييني و سن جوان در جنوب
غرب منطقه رخنمون پيدا كرده است كه غير منطبق با سكانس قديمي نيست. بيشتر برخودهاي
سنگهاي پروتروزوئيك و پالئوزوئيك بين در امتداد شمال-شرق و شمال –شمال-شرق ميباشد
كه شيب محلي اين برخود تقريبا 50 درجه به سمت جنوب-جنوب-شرق يا جنوب-شرق ميباشد (شكل.15). يك گسل نوع پرشيب
سنگهاي پروتروزوئيك بالايي را در كنار سنگهاي كريستالين پروتروزوئيك مياني قرار
ميدهند. و در جاي ديگر سنگهاي با سن دونين را در كنار سازند شيست سبز پروتروزوئيك
بالايي قرار ميدهند.
سنگهاي پروتروزوئيك بالايي در سري قلعه نشان
ميدهند كه اين سري به صورت ارام در حوضه دريايي ته نشست كرده است. ابتداي حوضه از
توالي ماسه سنگ و مقادير كمتري رسوبات ولكانوكلاستيك پر شدده است. بعدا از ان
افزايشي در فعاليتهاي ولكانيكي ديده ميشود و سپس سيالات غني از اهن بصورت تبخيري
لنزهايي را روي كف دريا تشكيل داده است.اين رسوبات تحت فشار التره شده اند و بعد
از ان تحت تاثير دگرگوني درجه ضعيف رخساره
شيست سبز قرار گرفته است و قاعده بلوك هلمند را تشكيل داده است. اين بلوك توسط ابر
قاره گندوانا در دوره ترياس به حاشيه رانده شده است.در طي برخورد با قاره ارواسيا
در ابتداي دوره كرتاسه گسل خوردگي سري هاي قلعه با سن پروتروزوئيك بالايي و سنگهاي
پروتروزوئيك مياني و سنگهاي پالئوزوئيك بالايي را در كنار هم قرار ميدهد. اين
بلوكهاي به صورت نوارهاي گسل خورده از خصوصيات زون گسلي هرات است. در حالي كه
پروسه تصادم سبب شده است كه چين خوردگي
هايي به سمت شمال شرق به جنوب غرب بوجود ايد كه محور انتي كلين ها از شمال منطقه
عبور ميكند. يكسري از تراست ها توسعه يافته اند. در طي فاز پاياني گسل خوردگي گسل
هاي با امتداد شمال به جنوب و شمال شرق به جنوب غرب روي ذخاير اهن تاثير گذاشته
اند تا توسعه يابد. بعد از دوره كرتاسه توسعه گسلها منجر به توسعه بيشتر گسلهاي
شمال غرب به جنوب شرق ميشود كه سبب ميشود
استركچرهاي گرابن با رسوبات جوان پر شوند. در مرحله بعدي هسته انتي كلين حاجيگگ و
توده سنگ اهني را كه در بال جنوب شرقي قرار دارد را درمعرض فرسايش قرار ميدهد.
5-3-كاني زايي
ذخيره حاجيگگ امتداد شمال شرق به جنوب غرب داشته
كه 9 كيلومتر طول دارد و از 16 توده معدني جدا تشكيل شده است كه هر توده 3 كيلومتر
طول دارد.اين ذخيره به سه بخش جغرافيايي تقسيم ميشود و سه بخش عبارتند از بخش غربي
–بخش مركزي و بخش شرقي. علاوه بر اين توده اصلي معدني يك منطقه مهم ديگر نيز وجود
دارد كه ذخاير نسبتا نازكي در ان به چهار شكل سطحي وجود دارد. سنگ اهن اصلي هماتيت
ريز دانه تا متوسط دانه ميباشد و تنوعي از بافتهاي توده اي – نواري و حفره دار را
نشان ميدهد. كه به صورت صفحات و لنزهايي در سازند ابند مشاهده ميشود. ضخامت اين
لنزها بوسيله حفاري بيشتر 100 متر نشان داده شده است.
به صورت كلي دو گروه سنگ آهن در منطقه وجود
دارد: سنگ هاي اوليه آهن غير اكسيدي و سنگهاي آهن شبه اكسيدي. سنگهاي آهن اوليه غير اكسيدي در 100 متري زير
زمين قرار دارند و شامل مگنتيت و حداكثر 5 در صد كالكوپيريت و پيروتيت
ميباشند.سنگهاي آهن اكسيدي در 130 متري زير زمين قرار دارند و شامل مگنتيت و
مارتيت و هايدروگوتيت ميباشد(شكل.17و18). دو نوع ديگر سنگهاي اكسيدي –هايدروگوتيت/هماتيت/شبه
ماتيت و كربناتيت/شبه مارتيت به صورت
تصادفي در مقادير كم در ذخاير وجود دارد. التراسيوني كه مربوط به كاني زايي است در
سنگهاي ميزبان ديده ميشود و شامل سريسيتي شدن – سيليسي شدن و كربناسيون ميباشد.
5-4-اكتشاف وشناسائي
وجود آهن در طي تهيه نقشه هاي زمين شناسي اوليه در اواسط 1930 مشاهده شد اما پتانسل اقتصادي ان
مشخص نشد تا اينكه يك گروه از زمين شناسان افغان و روس يك مطالعه گسترده را در
سالهاي 1963 تا 1965 انجام دادند كه بعد از اين مطالعه ذخاير حاجيگگ با جزئيات
زياد معرفي شد(شكل.18). زمين شناسي منطقه با مقياس 1:50000 نقشه
برداري شد. در حالي كه ذخاير حاجيگگ با مقياس 1:10000 ترسيم شده بودند كه روي
ذخاير غربي منطقه متمركز شده بود. اين نقشه برداري يا مطالعه در شامل معدن كاري
دقيق منطقه –ترانشه برداري –نمونه گيري از سنگ اهن –حفاري چهار چاه اكتشافي –و
ايجاد يك راه وردي به معدن به طول 200 متر كه به صورت محوري به قسمت فراگمنتال
معدن ايجاد شده بود. براي دو نوع توده معدني نوع اول و نوع دوم نقشه هاي افقي وكراس سكشنهاي قائم تهيه شده بود
كه ميشد بر اساس ان توده سنگ اهن را بر اساس منشا ان تقسيم بندي نماييم. طوري كه
تصور ميشده توده معدني به اعماق زياد گسترش ندارد به همين خاطر حفاري صورت نگرفته
است تا اين تصور تاييد يا رد شود.
گرچه اين مطالعه فقط روي قسمت غربي معدن تمركز داشته است اما اين هدف
خوبي ميبود اگر تمام ذخيره معدن حاجيگگ محاسبه و ارزيابي ميشد. اين مطالعات و
محاسبات در سيستم روسها انجام شده است و براحتي قابل تبديل به طبقه بندي غربيها
نيست.
5-5-مدل متالوژنيكي
مدلهاي مختلفي براي تشكيل ذخيره اهن حاجيگگ پيشنهاد شده است كه شامل
موارد زير است: اسكارن متاسوماتيك-تشكيل اهن نواري و تشكيل به صورت تبخير رسوبات
زير دريا. عقيده بر اين است كه در اين حوضه در پروروزوئيك بالايي در مقدار رسوبات
ولكانيكي افزايش قابل ملاحظه اي وجود داشته است. همراه با اين ولكانيزم كه سبب
بوجود امدن اهن ميشد محلولهاي هيدروترمال سبب ته نشيني اكسيدهاي اهن و سولفيد به
شكل صفحه ها و لنزهاي بزرگ درمناطق كم عمق اكسيدي
ابهاي دريايي ميشدند. اين محلولها بايد توسط اب دريا يا ماگما يا هردوي
انها به چرخش در مي امدند. دو فرايند دياژنز و متامورفيسم اكسيد اهن را به مگتيت
تبدل كرده است كه به صورت سنگ اوليه يافت ميشوند. فرايند بعدي سوپرژن سنگ معدن اهن
را به هماتيت و گوتيت اكسيد كرده است.
5-6-توسعه در آينده
موقعيت دور و كوهستاني حاجيگگ ممكن است اين پروژه را با مشكلاتي همراه
كند. اما بهر حال مقادير زياد ماده معدني و عيار بسيار خوب اين ذخيره همچنان اين
معدن را براي بسيار از شركت ها جذاب نگه داشته است تا بخواهند روي اين معدن كه از
بهترين معادن دنيا محسوب ميشود كار و برنامه ريزي داشته باشند. در اين معدن اعماق
بيشتر از 180 متر هيچ ارزيابي نشده است و همچنان اين پتانسيل وجود دارد كه عمق
معدن بسيار بيشتر از اين مقدار كه مطالعه شده
است باشد. همچنين معدنكاري و وجود معادن ديگر در مناطق دورتر از 60
كيلومتري اين معدن همچون دره نيل-خش-زرك-خاركيزه-سرخ پارسا پتانسيل اين مناطق را
بسيار بيشتر نشان ميدهد. يك مطالعه امكان سنجي براي استخراج اين معدن توسط يك گروه از فرانسوي ها و المان ها در سال 1972
انجام گرفت. اين مطالعه پيشنهاد كرده است كه يك كوره ذوب كه با ذغال سنگ كار كند
در نزديكي اين معدن ساخته شود تا شرايط را براي ساخت مجمتع توليد اهن وفولاد فراهم
كند.
6-نتيجه
افغانستان داراي معادن متعددي از اهن ميباشد كه بزرگترين و مهمترين ان
معدن حاجيگگ باميان ميباشد كه ويژگيهاي منحصر به فردي دارد كه مطالعاتي روي ان
انجام شده است و بسياري از شركت ها هم اكنون مشتاق كار روي اين معدن ميباشد.
·
ذخيره بسيار
بزرگ بوده كه در مقياس جهاني است.
·
حجم
ذخيره اين معدن 1.8 بيليون تن تخمين زده شده است كه عيار ان را تقريبا 62 فيصد
ميدانند.
·
شانزده
توده معدني در منظقه اثبات شده است كه تا 3 كيلومتر طول و تا 100 متر ضخامت دارند.
·
قابل
استحصال به صورت معدن روباز.
·
معادن ذغال
سنگ در نزديكي كوره ذوب قرار دارد كه كار را براي ذوب بسيار ساده ميكند.
·
قوانين
جديد مينرالها
·
علاقه
مندي دولت
Reference:
Abdullah, Sh., Chmyriov,
V.M., Stazhilo-Alekseev, K.F., Dronov, V.I., Gannan, P.J., Rossovskiy, L.N.,
Kafarskiy, A.Kh., and Malyarov, E.P., 1977, Mineral resources of Afghanistan
(2nd ed.): Kabul, Afghanistan, Republic of Afghanistan Geological and Mineral
Survey, 419 p.
Afghanistan
Geological and Mineral Survey, 1967, Geological structure of the Haji Gak iron
deposit and its commercial value: Afghanistan Geological and Mineral Survey,
Kabul, 13 p.
http://afghanistan.cr.usgs.gov, www.bgs.ac.uk/afghanminerals/